گفت و گو -هادی شفیعی / سال 51 بود رفت در دفتر مالچ های نفتی مشغول بکار شد. دفتر مالچ های نفتی کارش عملیاتی بود و مثل این روزها کارکنان و کارشناسان پشت میزنشین نبودند. همه یک جورهایی سرشان به کارشان گرم بود. در دفتر مالچ های نفتی یکی تانکر سوار تریلر می کرد، یکی خودروی کششی و یکی گریدر و لودر و دیگری اسکی مالچ پاش بار کامیون می کرد تا روانه استان های بیابانی شوند و از هجوم شن های روان جلوگیری کنند. علی فریمانی از کسانی بود که ازسال 51 به مدت سه دهه در دفتر مالچ های نفتی به شکل عملیاتی کار کرد و مدام در استان های بیابانی رفت و آمد داشت تا اسکی ها مالچ بپاشند و شن ها آرام بگیرند. خبرنگار مرکز اطلاع رسانی سازمان جنگل ها در این باره گفت و گوی اختصاصی را با علی فریمانی مسئول حال حاضر  فضای سبز سازمان انجام داده است که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

*آقای فریمانی، از زمان های دور برایمان تعریف کن، کار در منابع طبیعی چه شکل و شمایلی داشت؟
به گذشته که نگاه می کنم می بینم خیلی چیزها عوض شده است حتی شکل کارهایی که انجام می دادیم. سال 1351 که در دفتر مالچ های نفتی مشغول بکار شدم سنی نداشتم و آدم های بزرگی در دفتر مالچ های نفتی کار می کردند که اکنون خیلی ها دست شان از دنیا کوتاه شده است. من کمک راننده تریلی بودم و در مقطعی  کارمان این بود که از انبار قرارگاه گریدر، لودر، تانکر و اسکی مالچ پاش بار کامیون کنیم  و روانه استان های بیابانی شویم. البته بعدها در کنار اساتید مجرب کار کردیم و اسکی مالچ پاش می ساختیم. کارمان بیشتر ماموریتی بود و گاهی تا دوهفته هم می شد که خانواده را نمی دیدیم.

*کارها اون قدیما بیشتر عملیاتی بود تا پشت میز نشستن درسته؟
دقیقاً. کارشناسان مالچ های نفتی خیلی کم در دفتر کارشان بودند و عمدتاً در استان های بیابانی مشغول تثبیت شن های روان بودند. ایران تجربیات خیلی خوبی در زمینه بیابان زدایی داشت. در سال 57  ما اسکی مالچ پاش از بندر جاسک به ابوظبی  می فرستادیم و کارشناسان مالچ های نفتی حتی برای انجام کار بیابان زدایی به کشور امارات و عمان می رفتند و دانش و تجربیات خود را در زمینه تثبیت شن های روان آنجا پیاده می کردند.

*علی اقا این روزها برخی ها  به مالچ پاشی ایراد می گیرند، در گذشته هم اینگونه بود؟
نه، در گذشته ایراد و اشکالی وجود نداشت. هرجا مالچ پاشی شد، شن های روان تثبیت شدند و سپس نهال کاری انجام شد. شما اطراف حرم حضرت امام را ببینید. مناطق اطراف همه بیابانی بودند و با وزش یک باد کلی گردوخاک هوا می رفت . اواخر دهه 60 ما آنجا را مالچ پاشی کرده ا یم و بعد نهال کاری شد. در اطراف فرودگاه نیروی هوایی، خط راه آهن مناطق بیابانی و اطراف چاه های نفت، همه و همه با مالچ پاشی تثبیت شده است. اکنون این همه درختان تاغ، گز، اتروپیلکس، اسکنبیل و غیره در مناطق بیابانی کشور در لوای مالچ پاشی رشد کرده اند و اکنون بسیاری از جانوران و خزندگان در زیر همین درختان بیابانی سکنی گرفته اند. راستی خوب  است یک چیز دیگر را یادآور شوم.

*چه چیزی را ؟
شما همین جنگل های بیابانی در گمبوعه، الباجی و کرخه در استان خوزستان را ببینید  که پس از تثبیت شن و مالچ پاشی  به جنگل تبدیل شده اند. این جنگل های بیابانی بسیار در جنگ تاثیر گذار بودند و برای رزمندگان پوشش ایجاد می کردند. خوب است یادی کنیم از آدم هایی که در زمینه بیابان زدایی و مالچ های نفتی بسیار زحمت کشیده اند و اکنون حاصل زحماتشان در مناطق مختلف بیابانی نظیر: آران بید گل در کاشان، سگزی در اصفهان،  گمبوعه و الباجی در خوزستان، کویر میقان در مرکزی، هیرمند و هامون در سیستان، بجستان و تایباد در خراسان،  اشکذر یزد، بشاگرد هرمزگان، شهداد کرمان و دیگر استان های بیابانی به یادگار مانده است.

* مایلیم نام این آدم ها را بشنویم ؟
مهندس منصور موید، مهندس مهدی مهدوی، مهندس محمد رضا گنجی، مهندس احمدعلی گنجی زاده، مهندس جلال اخوان، مهندس آذرنوش پرویزی، مهندس عیلپور و علوی نژاد، مهندس بیات و رانندگان خودروهای سنگین و کارکنان زحمتکشی که در قرارگاه تثبیت شن در جاده فرودگاه مهرآباد شب و روز به شکل عملیاتی کار می کردند تا نتیجه کارشان از هجوم شن های روان به خانه و کاشانه مردم و راه ها و تاسیسات زیربنایی جلوگپری نماید. این ها مدیران و استاد ما بودند که از گذشته های دور در زمینه مالچ های نفتی کارکردند و برای کارشان با مالچ دلیل محکم داشتند.

*اقای فریمانی، مرحوم قاسم تهرانی که بچه های سازمان او را عمو قاسم صدا می کردند تعریف می کرد که زمان جنگ هر وقت با اسکی در خوزستان مالچ می پاشیدند عراق فکر می کرد پدافند هواییه و بمباران می کرد!
خدا بیامرزد عمو قاسم را. او راننده خودروی سنگین بود. قاسم تهرانی ماه ها با تریلر کمر شکن، اسکی و مالچ به این استان و آن استان می برد. او راست می گفت. وقتی ما می خواستیم «گان مالچ پاش» را  موقع جنگ از کرخه به مارون ببریم هواپیمای عراقی فکر می کردند پدافند هوایی حمل می کنیم و شروع به بمباران می کردند. البته اول ما نمی دانستیم ولی  بعد هروقت قرار بود اسکی مالچ پاش از جایی به جایی حمل شود باید استتار می شد. 

*ازعرصه های بیابانی وارد فضای سبز سازمانی شویم. چه شد از مناطق خشک به فضای سبز آمدید؟
تیرماه  83 بود که بازنشست شدم. هوا بسیار گرم بود و درختان سازمان بخاطر عدم رسیدگی خزان زودرس پیدا کرده بودند. با مسئولین امور اداری و پشتیبانی وبرنامه ریزی صحبت کردم و گفتم می توانم این درختان و فضای سبز را در مدت زمانی کوتاه نجات دهم. با من قرارداد بستند. دو هفته شبانه روز در سازمان مستقر شدم. علف های هرز را با کارگران وجین کردم، گل پرورش دادم و جای جای فضای سازمانی را گلکاری کردم . درختان آبیاری شدند و پوشش گیاهی به مرور رنگ شادابی و سرزندگی به خود گرفت و وقتی رضایت خاطر کارکنان را می دیدم من نیز به مرور به کارم بیشتر امیدوار می شدم.

*سازمان چقدر وسعت دارد. آماری دارید؟
طبق نقشه برداری دفتر مهندسی و مطالعات،  سازمان حدود 7 هکتار مساحت دارد که 5 هکتار آن جزء فضای سبز است و سعی بر این است با حداقل امکانات بتوانیم حداکثر بهره وری را از فضای سبز سازمان داشته باشیم. 

*آقای فریمانی،  17 سال با فضای سبز سازمان و گل و گیاه زندگی می کنی اکنون چه احساسی داری؟
 احساس می کنم درخت، گل و گیاه همه وجود من شده است و با آنها حرف می زنم و زندگی می کنم. برای اینکه در کارم به توفیقی بیشتر دست پیدا کنم همواره سعی کرده ام از کسانی که بیرون از سازمان مسئول فضای سبز شهری هستند ایده و کمک بگیرم و از تجربیات آنها نیز استفاده کنم. من اکنون درختان را عین فرزندانم دوست دارم و لحظه به لحظه شادابی، رشد  و سرزندگی آنها را می بینم.

 

*چه گونه هایی در فضای سبز سازمان وجود دارد؟
می توان گفت کلکسیونی از گونه های درختی مختلف و متنوع  در سازمان وجود دارد که هم مثمر هستند و هم غیر مثمر از جمله انواع کاج، بلوط، سیب، توت، گردو، انواع میوه های جنگلی، آلوی جنگلی، گلابی جنگلی، گیلاس و آلبالو و انجیر. خلاصه جمیع این درختان در کنار هم  جلوه و نشو و نمای خاصی به فضای سازمانی بخشیده است که برای هر رهگذر و ارباب رجوع جالب توجه است.

*برای آبیاری از چه روش هایی استفاده می کنید؟
سیستم آبیاری برای فضای سبز و درختان به شیوه آبیاری فواره ای است و امسال به خاطر خشکسالی و کاهش بارندگی صرفه جویی آب را با مدیریت بیشتر در دستور کار قرار داده ایم. خدا را شکر  می کنم  که چاه آب سازمان مثل سفره منابع طبیعی همیشه پر برکت بوده و هست.

*حرفی اگر مانده؟
از شما سپاسگزارم که این فرصت را به من دادید تا بتوانم از وظایفی که در گذشته انجام دادم و اکنون نیز انجام می دهم برای خوانندگان گرامی اطلاع رسانی نمایم.