کتابهایی که در آتش کینه دشمن سوختند!
روزی که دشمنان این سرزمین کهن آتشی سهمگین بر ساختمانهای سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور فرود آوردند، علاوه بر شهادت جمعی از همکاران شرافتمند و مظلوم منابعطبیعی، کتابخانه مرکزی آن که سالها حافظ خاطره و دانش علمی و تخصصی منابعطبیعی و محیطزیست این کشور بود را نیز تخریب کردند.
هزاران جلد کتاب، هر کدام تکهای از وجود و اندیشه کارشناسانی که عمرشان را پای جنگلها، مراتع، بیابانها و طرحهای ملی همچون «کاشت یک میلیارد درخت» گذاشته بودند، در چند لحظه به خاکستر تبدیل شدند.
این کتابها فقط کاغذ و قلم نبودند؛ صدای آدمهایی بودند که با هر صفحه، تجربهای از زیستن در کنار طبیعت را به یادگار گذاشته بودند.
خاموش شدن آنها مثل خاموش شدن چراغهایی بود که سالها مسیر توسعه و حفاظت از منابعطبیعی و محیطزیست را روشن نگه داشته بودند.
در کنار کتابخانه، درختی جوان ایستاده بود؛ ساکت، فروتن و ریشهدار. موج انفجار قامتش را خم کرد، اما نشکست. حالا او با تنی لرزان اما زنده، مثل نشانی از پایداری سرزمین ایستاده است. درختی که گویی میخواهد بگوید:
«دانش میسوزد، اما دوباره جوانه میزند؛ همانطور که من از دل خاک دوباره برمیخیزم.»
... آری روز هشتم فروردین ماه تنها روز از دست رفتن جمعی از همکاران ما نبود، تنها روز از دست رفتن یک مجموعه کتاب و کتابخانه نبود، بلکه روز سوختن بخشی از حافظه تاریخی طبیعت سرزمین مادریمان، ایران بود.
این حکایت همچنان باقی است.

نظر شما :