کاریداستانک «گرگ‌گردباد تا سگ‌سیلاب»

۲۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۰۷:۲۶ کد : ۹۹۸۲۸ یادداشت / روایت
تعداد بازدید:۵۲
کاریداستانک «گرگ‌گردباد تا سگ‌سیلاب»
طرح و داستان: رحمت اله کاردان، دفتر مهندسی و مطالعات سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری کشور؛ «بر گرفته از داستان نبرد اقلیمی در سرزمین عشق»

بُرندگی همیشه از آن لبه‌ی تیز تبر آهنی نیست که ترسی تاب‌رُبا بر تنِ درخت بیندازد و تنه‌اش به حُکم ضربات تبر در حال ضجه‌زدن، متلاشی شود. بی‌شک نرمی و لطافت برگ‌های درختان سرسبز جنگل نیز می‌توانند بُرا باشند به شرطِ آن که شاخه در شاخه و برگ در برگ یکدیگر فرو برند و جهت مُقابله با مُخاطرات به یگدیگر دلیربودن در مواجه را تقویت و توصیه کنند. تاج و برگ‌های درهم‌فرورفته‌ی جنگل همچون درختِ غول‌پیکرِ واحدی؛ ایجاد برگ برنده‌ای بُران می‌کند. لبه‌ی آن برگِ برنده بسان تیغ‌اره‌ای می‌ماند که ‌به سمت مُخاطره همچون ‌استیلِ بُران است و به طرف دوست؛ لطیفِ سبزی بیش نیست. بدینسان اتحادیه‌ی نابودسازی مُخاطرات طبیعی دستور کاری موثری در پیش دارد.

در خط مُقدم برشِ اره‌ سرسبزی، لاجرم تک و توک درختانی با چالش مُخاطره‌ی‌درنده‌خو از پای می‌افتادند. گرچه دادن تلفات و هزینه جزیی از مناسک مقاومت است. ولی درختان متحدشده توان متلاشی‌کردن گرگ‌گردبادهای گرد و خاک تا سگ‌سیلاب‌های سامان‌برانداز را به طور ذاتی دارند. پس اجازه نباید داد انبوهی جنگل سرسبز به تُنک درختان تنها تبدیل شود که در آن صورت مُخاطره طبیعی چه بسا خواهد توانست کمر تک‌تک اعضای تنهامانده را بشکند تا آنها را برای بایگانیِ و پوسیدگی در کف دره‌های برهوت‌شده آماده سازد. 


نظر شما :