کاریداستانک «انتقامِ طبیعت»

در زمان رشد جمعیت و نیاز به درآمد و غذای بیشتر، فکرِ برخی از سودجویان چنین پَروار شد که با تبر، دستدراز کنند تا درختان جنگل را کفبُری و مزرعههایشان را توسعه دهند و با بیخیالی کامل، جهت سهولت اقدامِ ناصواب پا را از محدوده قانون و عرف خارج بگذارند. در این تصرف اراضی منابع طبیعی، فروشِ قاچاقی چوبِ درختان؛ اولین منفعت این سودجویان بود و با زیر کشتبردن زمینهای تصرفی، محصولاتشان را کاشت و برداشت کردند تا بر منفعت خود بیفزایند و خنده بر لبانشان نقش بندد.
با درازدستی؛ دستِطمع هنوز تَبرزنی پیشه داشت و در حال تَرزنی درختان سرسبز؛ همچنان مُصر به ادامهی قلع و قمع جنگل بود. مدتی با تغییر چهره آن تپه گذشت، به نحوی که از درختانِ انبوه کاست شد و هر لحظه بر مزارعِ کشاورزی افزوده میگشت تا در عصرگاهی سهمگین، آهِ درختانبریدهشده در وقوع بارشی سنگین باهم یکسو شدند. راستی راستی زمین با غرولندی عجیب دهان به انتقام گشود و متصرفان را به سزای عملشان رساند تا آن دستِطمع حالا به جای تبر؛ نیازمند دستِکمک باشد. انتقام چنان سخت بود که گاو زبانبسته و نگونبخت هم شریک جرم قلمداد و مجازات شد.
کارشناس روند وقوع آن واقعه چنین توضیح داد که به هنگام نابود درختان و پوسیدن ریشه آنها، خاصیت مسلحبودن خاک دامنهی تپه بسان تهیشدن بُتون از میلگرد آهنین؛ سُست و ناپایدار میشود. عامل ثانویه همچون لرزشِ زلزله یا نفوذِ آب بارش در دامنه مستعد لغزش، موجب دهان بازکردن زمین یا ایجاد ترکهای کششی(Tension Cracks) میشود و سپس با نفوذ بیشتر آب به سطح لغزش در لایههای زیرین خاک، زمینلغزش(Landslide) یا ریزشکوه اتفاق میافتد. واقعهای «ریزعلی خواجوی(دهقان فداکار)»؛ یکی از انواع همین پدیده است.









نظر شما :